الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

194

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

بهتر از تأكيد است . به‌هرحال احتمال ، به قوّت خود باقى است و با وجود احتمال ، استدلال زمينه‌اى ندارد افزون به اين‌كه صدر روايت ، دلالتى بيش‌از وصف كنيزك داراى صداى خوش ، ندارد كه اعّم از غناست و عام ، هيچ‌گاه مستلزم خاص نيست بلكه از آن آواز خوش و يا آواز بلند ، استفاده مىشود و پايان روايات بر تحريم غنا در هركجا كه صادق آمد صراحت دارد بلكه به قرينهء سياق ، تحريم موارد ياد شده از آن استفاده مىشود . با اين پاسخ ، جواب مطالبى كه در مقام استدلال ، در اين‌گونه شبهات واهى خود بيان مىكنند ، روشن مىشود . قرآن خواندن با آواى خوش : كلينى در آخر باب « ترتيل قرآن با صداى خوش » از على بن ابو حمزه ، از ابو بصير ، از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه گفت : به حضرت عرض كردم : هرگاه صدايم را به خواندن قرآن بلند مىكنم شيطان نزدم مىآيد و مىگويد : تو با اين‌گونه تلاوت ، نسبت به خانوادهء خود و مردم ، رياكارى نمودى امام عليه السّلام فرمود : « يا ابا محمد ! اقرأ قراءة ما بين القرآئتين تسمع اهلك و رجع بالقرآن صوتك فان اللّه يحبّ الصوت الحسن ، يرجّع فيه ترجيعا ؛ « 1 » اى ابو محمد ! قرآن را با قرائتى ما بين اين دو قرائت ، تلاوت نما كه خانواده‌ات صدايت را بشنوند و صداى خود را به خواندن قرآن بلند كن . زيرا خداوند صداى خوش را دوست دارد و آن را با آواز در گلو بگردان » . يكى از دوستان درمورد اين حديث از من پرسشى نمود و بنا به اقتضاى حال در پاسخ وى رساله‌اى نگاشتم و در اين‌جا ناگزير بخشى از آن را يادآور مىشوم ؛ در آن رساله نوشتم استدلال به اين حديث درمورد جواز بخشى از غنا آن‌گونه كه صوفيان مدّعىاند ، به دوازده دليل ، محكوم به بطلان است . 1 - حديث ياد شده روايتى ضعيف است چون در تعدادى از آيات مباركات قرآن‌كه قبلا برخى از آن‌ها يادآورى شد و بعضى از رواياتى كه در تفسير اين آيات درمورد اهل ذكر و راسخان در علم نقل شد ، با قرآن در تعارض است و نمىتوان آن اطلاق را با اين حديث تقييد كرد زيرا اين حديث نه از سندى صحيح برخوردار است و نه دلالتش صريح

--> ( 1 ) . كافى ج 2 ، ص 616 .